اصل چهارم، دسترسپذیری است. کنتراست کافی رنگ، ناوبری کامل با صفحهکلید، متن جایگزین معنادار برای تصاویر و برچسب واقعی برای ورودیها، تنها الزام قانونی بازارهای بینالمللی نیست؛ کیفیت پایهای است که تجربهٔ همهٔ کاربران را بهتر میکند. صفحهای که با زوم دویست درصد نمیشکند، روی نمایشگر کوچک هم بهتر کار میکند.
اصل پنجم، صداقت در وضعیتهاست. حالت خالی، حالت بارگذاری، حالت خطا و حالت موفقیت باید هرکدام طراحی مستقل داشته باشند. کاربر در حالت خطا به یک پیام روشن و یک راه خروج نیاز دارد، نه به یک کد فنی مبهم. حالت خالی فرصت خوبی است تا محصول به کاربر بگوید گام نخست چیست.
در عمل، این پنج اصل زمانی معنا پیدا میکنند که تیم محصول چرخهٔ کوتاه بازخورد داشته باشد. نمونهٔ اولیهٔ کلیکپذیر، جلسهٔ کوتاه با پنج کاربر واقعی و ثبت دقیق نقاط اصطکاک، بیش از هر سند بلندبالایی جهت طراحی را مشخص میکند. دادههای کمی مثل نرخ تکمیل فرم و زمان انجام کار، این مشاهدات کیفی را تکمیل میکنند.
بحث حذف بخشهای اضافهٔ اجایل خیلی بهجا بود.
بحث حذف بخشهای اضافهٔ اجایل خیلی بهجا بود.